شما اینجا هستید:  خاطرات
نوشته‌ها

بی‌نظیر در کمک به دیگران

جوييه14

نوشته‌ی:
07/14/2010 08:34 ب.ظ RssIcon

من که هنوز ازدواج نکرده بودم، حسین آقا یک ماشین وانت داشت و وسیله ایاب و ذهاب به فراوانی حالا نبود - مخصوصاً موقع تعطیلی عید، مسافرت به علت نبود وسیله بسیار مشکل بود - من آمده بودم گناباد ولی روز بعد از سیزده بدر که می‌خواستم بیام مشهد از صبح تا ظهر سر راه مشهد منتظر بودیم ماشینی که جا داشته باشد نگه نداشت. حسین آقا آمد گفت بیا شما را ببرم دو راهی باغ‌آسیا چون ماشین‌های گناباد و طبس و فردوس و زاهدان و بیرجند از آنجا رد می‌شوند. ما به اتفاق آمدیم سه راهی باغ آسیا دیدیم حدود دویست نفر منتظرند و ماشین‌ها هم پر؛ حسین آقا گفت بیا بریم تربت، حالا زشته برگردیم، حرکت کردیم آمدیم تربت حیدریه. دم ترمینال تربت گفت ببین اگر جا دارند شما برو، اگر ندارند بیا که بریم مشهد. این همه از ظهر علاف شده حالا هم واستاد تا من سوار اتوبوس که شدم برگشت گناباد. آیا کسی در واقع مثل او سراغ دارید؟

من جوان بودم شاد و سر دماغ رویدادی گویم از بدو فراغ
آن زمان ماشین و خودرو بود قلیل کثرت زوار هم عید هم بود دخیل
بهر مشهد بود مسافر بی‌شمار می‌کشیدند بهر ماشین انتظار
زنده یاد یک وانتی داشت آن زمان آمد و بنمود اینطوری بیان
گفت باید ما رویم کافه گدام چون سه راهی هست می‌رسد ماشین مدام
آمدیم آنجا هم بود ازدحام مدتی ماندیم و وقت گردید تمام
گفت حسین آقا بیا تربت رویم در پناه آن خداوند کریم
آمدیم تربت، ماشین بود زیاد مشکل ما را گشود آن زنده یاد
دادرس بودش آن رادمرد خدا عاقبت در راه او گردید فدا
این نوای من نثار شاهدست هر کسی در کار خود خوب وارد است

مکان:   گناباد - نجم‌آباد
گوینده‌ی خاطره:   محمد میرزایی (نوا)
رابطه با شهید:   فامیل

3 یادداشت قبلی...


مرد کهن

یک روز عصر، تنگ غروب همه در محل سر جوی دو برقی برای وضو گرفتن جمع شده بودند که بنده خودم هم حضور داشتم. شهید خدا بیامرز مقداری کاه نرم آورد سر جوی برای شستن و ضمناً آبداری یا نوبت آب هم داشت. در همین ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

توسط TrackBack در تاریخ  07/28/2010 09:58 ق.ظ
Gravatar

شعر قديمي انتشار نيافته در سايت

شعر قديمي طلبه فاضل و مبارز قبل از انقلاب روستا حجه الاسلام عبدالباقي ميرزائي كه در حال و هواي عزيمت از مشهد به گناباد براي تشييع پيكر مطهر شهيد و در متن هيجان جاري در آن زمان سروده شده و هنوز در سايت انتشار نيافته است همراه با توضيح مختصري جهت بهره برداري مناسب در سايت برايتان ايميل شد.

توسط محمىرضا در تاریخ  10/16/2010 05:54 ب.ظ

حماسه‌ی شهادت - شعری از حجةالاسلام شیخ عبدالباقی میرزائی

حجةالاسلام میرزائی با شهید عالی‌قدر روستا انس و آشنایی كاملی داشته و علاوه بر آن با واسطه برادرشان وابستگی سببی مشتركی نیز پیدا كرده‌اند لذا به محض اطلاع از شهادت و برنامه تشییع پیكر مقدس شهی ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

توسط TrackBack در تاریخ  10/18/2010 01:59 ب.ظ

نام شما:
Gravatar Preview
ایمیل شما:
(اختیاری) از آدرس ایمیل فقط برای نمایش گراواتار استفاده می‌شود.
وب‌سایت شما:
عنوان:
یادداشت:
درج یادداشت  انصراف 
جست‌وجو
آخرین یادداشت‌ها
شوق حضور
سال شصت جهاد سازندگی اعلام کرد رؤسای شوراهای روستاها در صورت تمایل می‌توانند در اردوی بازدید از مناطق جنگی شرکت نمایند شهید که منتظر بهانه‌ای برای ورود به جبهه بود با اشتیاق از آن استقبال نمود و این د ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

همیشه به گل این قالی که شهید بر روی آن نشسته بود، می‌نگرم
 وقتی می‌خواستند بروند به منطقه، آمدند اینجا و روی این قالی نشستند و گفتند می‌خواهم بروم به جبهه، اشاره کردم که از یک طرف همیشه دو - سه نفر از بچه‌های شما در آن منطقه‌ها بسر می‌برند و از طرف دیگر ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

شوق حضور
سال شصت جهاد سازندگی اعلام کرد رؤسای شوراهای روستاها در صورت تمایل می‌توانند در اردوی بازدید از مناطق جنگی شرکت نمایند شهید که منتظر بهانه‌ای برای ورود به جبهه بود با اشتیاق از آن استقبال نمود و این د ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

شناخت شهید از زبان دیگر شهیدان - شهید کاشیگران
 ما یک نیرویی داشتیم بنده‌ی خدا خودش از گناباد با آمبولانس راه افتاده بود آمده بود منطقه، دو سه روزی که گذشت آمد اعتراض کرد و گفت: « این چه وضعش است؟! ما بیکاریم، چرا یک کار درست و حسابی نمی‌دهید ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

حماسه‌ی شهادت - شعری از حجةالاسلام شیخ عبدالباقی میرزائی

حجةالاسلام میرزائی با شهید عالی‌قدر روستا انس و آشنایی كاملی داشته و علاوه بر آن با واسطه برادرشان وابستگی سببی مشتركی نیز پیدا كرده‌اند لذا به محض اطلاع از شهادت و برنامه تشییع پیكر مقدس شهی ...
# یادبود شهید علی‌حسینی