شما اینجا هستید:  خاطرات
نوشته‌ها

درد دل شهید و خداحافظی اشکبار با او

مي18

نوشته‌ی:
05/18/2010 12:46 ق.ظ RssIcon

چند ماه بعد از اشتغال بکار شهید که مسئول دیگری برای واحد کاری‌شان انتخاب شده علاوه بر مسئولیت رانندگی واحد، مسئولیت اداره‌ی زندان نیز به ایشان محول می‌گردد، آن زمان رسم بر این بوده که کارهای خدماتی مرتبط با کار را خود پرسنل با همدلی خاص و بالاتفاق انجام می‌داده‌اند از جمله کار خدماتی تمیز کردن سرویس‌های دستشویی زندان‌ها، اما مسئول واحد از ایشان می‌خواهد این کار را به تنهایی انجام دهند که به سختی از انجام این امر بر می‌آیند و از این بابت حسابی دلگیر می‌شوند لذا وقتی فرزندشان را می‌بینند ضمن درد دل در این زمینه می‌گویند من حرفی نداشتم این کار را انجام دهم منتها انتظار داشتم همه با هم این کار را انجام دهیم اما این طور نشد!

فرزند ایشان به سراغ مسئول مافوق‌شان می‌رود و به وی می‌گوید: چطور دلت راضی شد این پیرمرد را به تنهایی به این کار واداری و خودت و سایر نیروها کمکشان نکنید تا این قدر به دلشان سخت نیاید؟ من خجالت می‌کشم به پیرمردی که در واحد ما فعالیت می‌کند کاری محول کنم، خودم در انجام آن پیشقدم می‌شوم و همه سعی‌ام را در حفظ و رعایت شأن و حرمت ایشان به کار بسته‌ام و همین انتظار را هم از شما دارم. مسئول واحد از این غفلت و عدم رعایت لازم عذرخواهی و قول می‌دهد این قضیه را جبران نماید و الحق نیز در این زمینه سنگ تمام می‌گذارد و نه تنها زنگار آن دلگیری را می‌زداید بلکه به خوبی و شایستگی در دل ایشان جا باز کرده و در مراعات احسن شأن و احترام ایشان درخشیده است اما علیرغم این جبران احسن مافات وقتی در کنار پیکر مطهر شهید در محل تعاون سپاه گناباد با همان فرزند شهید روبرو می‌شود او را در آغوش کشیده و از شدت واکنش عاطفی، اشک از چشمانش همانند ریزش سریع آب اناری که تحت فشار فراوان بترکد فوران نموده است و با زبان اشک با هم سخن گفته‌اند، اشکی که کم‌تر به خاطر آن غفلت کاملاً جبران شده بوده و بیش‌تر حاکی از غبطه‌ی جاری در وجود هر دو نفر برای پیوستنی چنان سزاوارانه به قافله‌ی ماندگاران و اسوه‌های راه حق و فضیلت بوده که نقطه‌ی اوج آرزو و انتظارشان به شمار می‌رفته و می‌رود.

1 یادداشت قبلی...


صبر و تحمل در سختی‌ها

وقتی در آخرین مرحله‌ی گزینش از ایشان می‌پرسند دوست دارید در کدام واحد خدمت نمایید، می‌گویند در همان جا که با ضدانقلاب مبارزه می‌کند و بر این اساس به عنوان راننده در اختیار واحد اطلاعات قرار می‌گیرند. ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

توسط TrackBack در تاریخ  05/18/2010 09:02 ق.ظ

نام شما:
Gravatar Preview
ایمیل شما:
(اختیاری) از آدرس ایمیل فقط برای نمایش گراواتار استفاده می‌شود.
وب‌سایت شما:
عنوان:
یادداشت:
درج یادداشت  انصراف 
جست‌وجو
آخرین یادداشت‌ها
شوق حضور
سال شصت جهاد سازندگی اعلام کرد رؤسای شوراهای روستاها در صورت تمایل می‌توانند در اردوی بازدید از مناطق جنگی شرکت نمایند شهید که منتظر بهانه‌ای برای ورود به جبهه بود با اشتیاق از آن استقبال نمود و این د ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

همیشه به گل این قالی که شهید بر روی آن نشسته بود، می‌نگرم
 وقتی می‌خواستند بروند به منطقه، آمدند اینجا و روی این قالی نشستند و گفتند می‌خواهم بروم به جبهه، اشاره کردم که از یک طرف همیشه دو - سه نفر از بچه‌های شما در آن منطقه‌ها بسر می‌برند و از طرف دیگر ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

شوق حضور
سال شصت جهاد سازندگی اعلام کرد رؤسای شوراهای روستاها در صورت تمایل می‌توانند در اردوی بازدید از مناطق جنگی شرکت نمایند شهید که منتظر بهانه‌ای برای ورود به جبهه بود با اشتیاق از آن استقبال نمود و این د ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

شناخت شهید از زبان دیگر شهیدان - شهید کاشیگران
 ما یک نیرویی داشتیم بنده‌ی خدا خودش از گناباد با آمبولانس راه افتاده بود آمده بود منطقه، دو سه روزی که گذشت آمد اعتراض کرد و گفت: « این چه وضعش است؟! ما بیکاریم، چرا یک کار درست و حسابی نمی‌دهید ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

حماسه‌ی شهادت - شعری از حجةالاسلام شیخ عبدالباقی میرزائی

حجةالاسلام میرزائی با شهید عالی‌قدر روستا انس و آشنایی كاملی داشته و علاوه بر آن با واسطه برادرشان وابستگی سببی مشتركی نیز پیدا كرده‌اند لذا به محض اطلاع از شهادت و برنامه تشییع پیكر مقدس شهی ...
# یادبود شهید علی‌حسینی