شما اینجا هستید:  خاطرات
نوشته‌ها

خشکسالی

مارس13

نوشته‌ی:
03/13/2010 04:09 ب.ظ RssIcon

 سال‌های قبل از زلزله 47 بود که بر اثر خشکسالی و بالطبع بیکاری وضع مالی مردم خوب نبود، گوسفندها از گرسنگی می‌مردند دراین حال عید آمده بود و بر اثر بی‌پولی مردم دماغ سوخته بوده و دل و دماغ نداشتند. مخصوصاً جوان‌ها که نه گردویی برای گردو بازی داشتند نه تخم مرغی برای تخم مرغ جنگ و نه تشله (تیله) بازی. چون معمولاً گردو را در ازای دادن ارزن و پنبه و غروت می‌خریدند و چون از این‌ها خبری نبود همه دست روی دست داشتند و عید از رونق افتاده بود. از طرفی هم بیابان خشک بود و از گالک و لاله هم خبری نبود. همه بچه‌ها و جوان‌ها کنار آفتاب سر به زیر و غمگین و بی‌کار بودند. گویا شهید (حسین کریم) قبلاً دو بره فروخته بود و چون کاخکیه (خریدار) پول نداشته بوده یک کیسه گردو بجاش داده بود. شهید که چنین دید بدون این که چیزی بگوید رفت مقدار زیادی گردو آورد و بین بچه‌ها و جوان‌ها تقسیم کرد و گفت بگیرید گردوبازی را راه بیندازید و غصه نخورید. با این اقدام، بچه‌ها و جوان‌ها با خوشحالی عید را برگزار کرده و ذوق و شوقی در بین مردم بوجود آمد و عید رنگ دیگری به خود گرفت.

تاریخ: نوروز سال ؟
مکان: گناباد - روستای نجم‌آباد
گوینده‌ی خاطره: محمدجواد موحد
رابطه با شهید: دوست و آشنا

 


نام شما:
Gravatar Preview
ایمیل شما:
(اختیاری) از آدرس ایمیل فقط برای نمایش گراواتار استفاده می‌شود.
وب‌سایت شما:
عنوان:
یادداشت:
درج یادداشت  انصراف 
جست‌وجو
آخرین یادداشت‌ها
شوق حضور
سال شصت جهاد سازندگی اعلام کرد رؤسای شوراهای روستاها در صورت تمایل می‌توانند در اردوی بازدید از مناطق جنگی شرکت نمایند شهید که منتظر بهانه‌ای برای ورود به جبهه بود با اشتیاق از آن استقبال نمود و این د ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

همیشه به گل این قالی که شهید بر روی آن نشسته بود، می‌نگرم
 وقتی می‌خواستند بروند به منطقه، آمدند اینجا و روی این قالی نشستند و گفتند می‌خواهم بروم به جبهه، اشاره کردم که از یک طرف همیشه دو - سه نفر از بچه‌های شما در آن منطقه‌ها بسر می‌برند و از طرف دیگر ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

شوق حضور
سال شصت جهاد سازندگی اعلام کرد رؤسای شوراهای روستاها در صورت تمایل می‌توانند در اردوی بازدید از مناطق جنگی شرکت نمایند شهید که منتظر بهانه‌ای برای ورود به جبهه بود با اشتیاق از آن استقبال نمود و این د ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

شناخت شهید از زبان دیگر شهیدان - شهید کاشیگران
 ما یک نیرویی داشتیم بنده‌ی خدا خودش از گناباد با آمبولانس راه افتاده بود آمده بود منطقه، دو سه روزی که گذشت آمد اعتراض کرد و گفت: « این چه وضعش است؟! ما بیکاریم، چرا یک کار درست و حسابی نمی‌دهید ...
# یادبود شهید علی‌حسینی

حماسه‌ی شهادت - شعری از حجةالاسلام شیخ عبدالباقی میرزائی

حجةالاسلام میرزائی با شهید عالی‌قدر روستا انس و آشنایی كاملی داشته و علاوه بر آن با واسطه برادرشان وابستگی سببی مشتركی نیز پیدا كرده‌اند لذا به محض اطلاع از شهادت و برنامه تشییع پیكر مقدس شهی ...
# یادبود شهید علی‌حسینی