عیدی شهید
فيفرييه22نوشتهی:
02/22/2010 11:51 ق.ظ 
تنها خاطرهای که من از زمان حیات ایشان دارم مربوط به سالهای کودکیام میباشد. یادم میآید یک روز آفتابی بود و با بچهها در حیاط خانهی قدیمی عمه بازی میکردیم، فکر میکنم ایام نوروز بود. شهید من و سمیه را صدا زدند، لبخندی زدند و در دست هر کداممان یک عدد سکهی دو تومانی به عنوان عیدی گذاشتند. ما خیلی خیلی خوشحال شدیم؛ هنوز آن چهرهی مهربان خندان را به خوبی به یاد دارم.
از ایشان میخواهم ما را از دعای خیرشان محروم نسازند و امروز در این دنیا و فردا در یومالدین یاورمان باشند.